قاصدک من

در زندگی لحظاتی پیش می آید که انسان نه کسی را دوست دارد و نه دلش می خواهد کسی او را دوست داشته باشد!

شوهر آهو خانم
علی محمد افغانی

سریال همه فرزندان من... حس خوبی که از پوراندخت قصه میگیرم...

میتونم حتی تصور کنم خودم بشم پوراندخت... خونه ای که آرامش توش موج میزنه و جایی میشه واسه به آرامش رسیدن دیگران... زنی خودساخته... موفق... تنها ولی نه تنهای غمگین...

پوراندخت قصه رو دوست دارم چون مایه آرامش و شادیه... چون تکلیفش با خودش معلومه... چون تنهایی رو آگاهانه انتخاب کرده... چون ترجیح داده تنها باشه نه این که با کسی باشه که کنارش آرامشی نباشه...


نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢۸ساعت ٥:۳۳ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات ()

پایان تلخ بهتر از تلخی بدون پایانه...

 

امروز حرف های آخر زدیم... حرف هایی که خیلی وقت بود تو ذهنم بودن... حرف هایی که هر بار وقتی میپرسیدی چه خبر میومدن نک زبونم ولی زود قورتشون میدادم... بالاخره گفتم... گفتم که خسته شدم... گفتم شاید برای جفتمون بهتر باشه بپذیریم که نمیشه... حرفامو شنیدی و قبول کردی... میدونم نه برای من آسون و نه برای تو... ولی پایان تلخ بهتر از تلخی بدون پایانه...

 


نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢٧ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات ()

سخت ترین دو راهی ،
دو راهی بین فراموش کردن و انتظار است،

گاه کامل فراموش میکنی
و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی

و گاهی آنقدر منتظر می مانی
که میفهمی زودتر از اینها باید فراموش می کردی

بعضی تصمیم های یهویی چقدر خوب و عالی از آب درمیان... مثل همین پنج شنبه صبح که یهو تصمیم گرفتم یه روز اردیبهشتی دلچسب برای خودم بسازم... زنگ زدم به هانی و اوکی از اون گرفتم... پای تلفن گفتیم بهتره مامان و خاله هم از این روز بهاری سهمی داشته باشن...  و خیلی یهویی ساعت 2 میدون دربند و جلوی کاخ سعدآباد بودیم!!!!

زیبایی محض...سکوت... آرامش... و یه عالم حس خوب...


نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/۱٩ساعت ٥:٥۳ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات ()


 Design By : Pichak