قاصدک من

فکر کنم که دیگه رسما باید برم...برم یک جای خیلی دور...

اولین سفرمو هنوز هم یادم هست..اون موقع خوشحال بودم...پر انرژی با یک دنیا آرزو برای تغییر!!!

 

گذشت این دو سال بهم ثابت کرد که خیلی چیزارو نمیشه عوض کرد...

مجبورم که برم ولی امیدوارم زود کارام تموم بشه...

تبریز دارم میام ولی دوست دارم از الان بهت بگم که تو اونی نبودی که فکرشو میکردمناراحت

 

پ.ن:رفتنم افتاد برای یکشنبه...تازه یادم افتاد که عکس هم میخوان برای تسویه حساب...باید به دکترم بزنگم و با اونم هماهنگ کنم...خدا کنه یک روزه کارام تموم بشه

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٦ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |


 Design By : Pichak