قاصدک من

تازه فهمیدم چقدر توجه ام به محیط اطرافم کمه...

بهم میگه مگه تو دختر نیستی؟؟؟

میگم: فکر کنم باشم...خجالت

میگه: پس چطور این چیزارو ندیدی!!!

کلا من خیلی چیزای دوروبرمو جدی نمیگیرم مگر اینکه حس کنم مهم هستند!!!

یک نکته هایی از بچه های توی کلاس میگه که من اصلا بهشون توجه نکرده بودم...

هر کاری کردم موفق نشدم نکته خودمو از زیر زبونش بکشم!!!!

واسه هر چیزی که میگفت من اینجوری بودم قهقهه یک عالم به معلوماتمون اضافه گردید.

چیزای بدی نبودااا فقط لحظه های بامزه که من سرسری از کنارشون رد شده بودم!!!

 

 پ.ن: چرا من نمیتونم منظورمو خوب بگم!!! پیر شدم احتمالا...طرف مقابلم یکی از هم کلاسی هامه، پسر خیلی خوبیه... داشتیم با هم حرف میزدیم هی میگه اینو یادته...یا چرا اون پسره سر کلاس اینطوری گفت؟؟؟منم هر چی فکر میکنم میبینم یا اصلا یادم نمیاد یا به نظرم خیلی عادی بوده کارش...بعد این همکلاسیمون یک عالم توجیه بامزه میاره...امیدوارم الان منظورمو خوب رسونده باشم!!!


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |


 Design By : Pichak