قاصدک من

قاصدک ! هان چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟ 
خوش خبر باشی ، امّا ، امّا 
گِرد بام و درِ من 
بی ثمر می گردی 
انتظار خبری نیست مرا 
نه زیادی نه زدّ یا ردیاری ـ باری 
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس 
برو آنجا که بود چشم و گوشی با کس 
 برو آنجا که تو را منتظرند 
قاصدک ! 
 در دل من همه کورند و کرند 
دست بردار از این در وطن خویش غریب 
قاصد تجربه های همه تلخ 
با دلم می گویند 
که دروغی تو دروغ 
که فریبی تو فریب 
قاصدک ! هان ، ولی .... آخر .... ای وای ! 
راستی آیا رفتی با باد؟ 
با توام ، آی ! کجا رفتی ؟ آری ... ! 
راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟ 
مانده خاکستر ، گرمی ، جائی ؟ 
در اجاقی ، طمع شعله نمی بندم ، خردک شرری هست هنوز ؟ 
قاصدک ! ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند . 


"مهدی اخوان ثالث" 

 

پ.ن: یک دوستی نظر داده: " بسیار مطالبه بچه گانه ای مینویسی دوست عزیز...خیلی سطحیه..." اینجا قاصدک منه و دقیقا همون طوری هست که من دوست دارم!!!

پ.ن: اینم یک قاصدک صوتی...من خودم کار رضا صادقی بیشتر دوست داشتم.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۳ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |


 Design By : Pichak