قاصدک من

پنجره آشپزخونه رو باز میکنم تا از هوای تازه بیرون تو خونه ما هم جاری بشه شاید یک کم سطح انرژیمون بره بالا. اونوقت چی دیدم!!!

روی دیوار حیاط دوتا گربه...بله دیگه فصل بهاره و فصل جفت گیری...اون بنده خداها هم داشتن کارای خصوصی شونو تو یک محیط کاملا عمومی انجام میدادن! اول گفتم برم گوشی رو بیارم یک فیلم از این صحنه های رمانتیک داشته باشم بعد گفتم ول کن بابا چرا مسایل خصوصی رو رسانه ای کنم!!!...

شب همش صدای گربه ها از حیاط همسایه میومد. بابا میگه عجب گیری کردیم، ول کن هم نیستد. اینو که گفت من یاد صحنه های صبح افتادم و با خنده گفتم بله دیگه امروز فرداست که یک حموم و زایمون هم دعوت بشیم...بابا هم میگه آره دیگه فصل بهاره و این گربه ها دارن تخم گذاری میکنن!!!!نیشخند

یکی نیست بگه بابا جان میخوای بپیچونی آخه چرا اینقدر ناشیانه!!!! خنده



 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٦ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |


 Design By : Pichak