قاصدک من

یادم میاد پارسال این موقع ها توی زمین و آسمون معلق بودم. من ، منی که یک عمر مثل سنجاق نیشخند به خونه و خانواده چسبیده بودم یک دفعه پرت شدم به یک جای دور ...خیلی دور....تو این جای خیلی دور(تبریزو می گمخنده)  فهمیدم دنیا خیلی با دنیای تو ذهن من فرق می کنه.اینجا آدمی که ترکی بلد نباشه حس می کنه اومده خارج....فکر کن ....تجربه ایه برای خودش.....اون موقع ها تمام فکرم به تموم شدن ماه بود تا تندی بپرم تو اتوبوسو برم خونه.سخت بود یک دفعه یک عالمه چیزای جدیدو تجربه کردن...ولی حالا بعد از یک سال و اندی فکر می کنم اومدنم به اینجا برام بهترین بوده،بهترینلبخند 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱٩ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

Design By : nightSelect.com