قاصدک من

چقدر خوشحال کردن آدما خوبه، حتی اگر این خوشحال کردن فقط با دادن یک خبر خوب باشه...

این روزا دوتا خبر خوب حسابی خوشحالم کرد...

اولیش این که شیدامون عقد کردقلب...بالاخره اتاق 121 یا به عبارتی 241 هم صاحب یک داماد شد...دست شیدا درد نکنه...کی گفته با یک گل بهار نمیشه؟؟؟؟هر چند که ما از اتاق همسایه کم آوردیم اساسی!!!ناراحت ولی بازم ما خوشحالیم...

جمعه که این خبرو شنیدم اینقدر ذوق مرگ بودم که به هر کسی که میرسیدم میگفتم شیدا عقد کرده! با هانیه که بیرون بودم فکر کنم چند بار تکرار کردم اینو که اون بنده خدام آخرش گفت : بابا فهمیدم.......

امروز هانیه بهم زنگ زد تا برم نتیجه کنکورشو ببینم خودشون تو راه بودن، داشتن میرفتن مشهد.راستش ترسیدم...دوست نداشتم خبر بدی بهش بدم...وای چقدر خوشحال شدم وقتی دیدم قبول شدهلبخند

کاش سومین خبر خوشم تو راه باشه...

پ.ن:فکر کنم اینقدر ذوق مرگ شدم توهم زدم...گویا اتاقمون 122 بود...شرمنده که اطلاع رسانی غلط داشتمخجالت

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱٥ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات () |


 Design By : Pichak