قاصدک من

دیروز داشتم به فایل هام یک سرو سامونی میدادم...خیلی چیزای دور ریختنی داشتم و البته خیلی چیزام خاطره انگیز بود یک جوری و البته همشون خاطره های خوب نبودنگریه...

توی این بازار شامنیشخند فیلم هایی رو پیدا کردم که روزای آخری که خوابگاه بودم از بچه ها گرفته بودم یا خودم دانلودشون کرده بودم...باید اعتراف کنم که بنده یکی از اون آدمایی بودم که عمدتا پهنای باندو اشغال میکردم...بیشتر آهنگ و بعضی وقتا هم فیلم( البته کار علمی هم بود به جان خودم راست میگمخجالت) توی فیلم ها دانلود اونایی که معروف بودن و جز خوب ها بودن حسابی آدمو شارژ میکردن، ولی چون من اطلاعات کمی از فیلم ها داشتم بیشتر وقت ها از نتیجه دانلودام راضی نبودم...خوب وقتی آدم فقط از پوستر یا یک خلاصه چند خطی بخواد تصمیم بگیره همین میشه دیگه...در این جور مواقع بعد از چند دور عقب و جلو کردن فیلم بیچاره به سطل زباله شوت میشد...

مرحله بعد پیدا کردن یک آدم پایه برای دیدن فیلم بود...ماشاالله دوستان درسخون بنده نیز در اکثر مواقع پایه نبودن...البته طاهره از این قاعده مستثنی بود و خوب اونم شرطهایی داشت برای این همراهی...

یادش بخیر اتاق ما شده بود کلوپ و هر کس که دنبال فیلم بود یک سر به ما میزد...عجب استفاده میکردیم ما از این بیت المالنیشخند...یک جورایی میخواستیم پولی که واسه خوابگاه دادیم حلال باشه اساسی...آخه امکاناتش در حد صفر بود حتی همین اینترنتشم کلی قطع و وصلی داشت...

خلاصه...داشتم میگفتم...یکی از اون فیلما که هنوز ندیده بودم و داشت خاک میخورد تو آرشیو بنده  something borrowed بود...یه نگاهی بهش انداختم از همون مدل های بزن جلو که ببینی آخرش چی میشهچشمک...خیلی خوشم نیومد ازش...یک جورایی عشق اشتراکی بین دو تا دوست صمیمی! این آدما چقدر راحت با این مسئله کنار میان...خیانت میکنن و خیانت میبینن و آخرش به هم لبخند میزننسوال...



نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢۸ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات () |


 Design By : Pichak