قاصدک من

داشتم فکر می کردم پارسال این موقع کجا بودم و امسال کجا ...کی می دونه سال بعد کجام؟؟؟ اگه خونه بودم حتما از صبح کلافه از برنامه های تکراری تلویزیون (همیشه نوشتن این کلمه برام سخت بودهناراحت) نمی دونستم باید با این همه وقت چیکار کنم ، اما حالا که تو این خراب گاهنیشخند من موندم و یک عالمه کار زمانم زمان تند تند میگذره. صبح که بیشتر به درست کردن سوپ برای سمانه  گذشت بعدشم  نشستم سر ترجمه هام هر چند خیلی خوب نبود....تا همین چند دقیقه پیش هم مشغول مقاله بودم......ولی بعد از دفاع روز چهارشنبه دلم با این مقاله نیست.فکر کن کار اونا( بچه ای بیوشیمی رو می گم) تو ژورنالی با  5  impact چاپ بشه اون وقت مال من بعد از این همه تلاش شبانه روزی خنده 1.6 بیاره تازه اونم در هاله ایی از ابهامهگریه فقط دارم به روزی که دفاع می کنم و از اینجا میرم فکر می کنم....فکر کن باید چی بگم وقتی ازم بپرسن این همه وقت با این مشغول بودی !!!!! 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢۱ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

Design By : nightSelect.com