قاصدک من

نگرانشم...

دکتر کوچولوی ما یادش رفته که اصلا برای چی اومده دانشگاه...یک جورایی فکر میکنه دانشگاه فقط جای تور کردن پسراست!!!...مدام به من میگه نمیخوام مثل تو باشم میخوام زرنگ باشم و هر چی من بهش میگم هنوز زوده که تو اون فازا بیوفتی به خرجش نمیره که نمیره ( آخه تازه سال دومه...) 

من نمیدونم تو اون دانشگاه چه خبره ولی خودش که میگه چندتا عاشق درست و حسابی دارهتعجب...وقتی بهش میگم از کجا فهمیدی عاشقتن؟میگه از چشماشونمتفکر...وقتی میگم شاید اشتباه کردی میگه تو خیلی بدبینی واسه همین هم هست که الان کسی تو زندگیت نیست!!!

نمیدونم چیکار باید بکنم...شایدم حق با اون باشه و من خیلی با اون روزا فاصله دارم که نمیتونم درکش کنم؟؟؟

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱۳ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |


 Design By : Pichak