قاصدک من

یک وقتایی هست که حوصله هیچ کاری ندارم...واقعا نهایت بدشانسی که تو این وقتا

یک عالمه کار هم باید بکنی...امروز مامان خونه بودم...یک مامان بی حوصله...

 

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت اتش زدم ، کشتم
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم
یک کلام در جزوه هایم هم ننوشتم
من ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم
تا تمام خوب ها رفتند و خوبی ماند در یادم

hamtaraneh.com

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢٤ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

Design By : nightSelect.com