قاصدک من

چند ساعتی که با هم بودیم یک عالمه حرف زدیم...بیشترش اون حرف میزد و من گوش میدادم...از آینده، از کارایی که باید بکنیم...نمیدونم چی باعث میشه که من این قدر قبولش داشته باشم...خیلی خوبه که آدم یک نفرو داشته باشه که به حرفاش گوش بده و مطمئن باشه اون یک نفر قصدش کمک کردن به خود خودته...قصدش بالا بردن توئه و هر کاری که از دستش بربیاد برات انجام میده...نمیدونم چرا وقتایی که با اونم این همه به زندگی امیدوار میشم؟؟؟؟...

فقط یک لحظه از ذهنم گذشت که من چقدر به داشتن همچین تکیه گاهی نیاز دارم...کسی مثل اون!!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٩ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |


 Design By : Pichak