قاصدک من

خرید خونه رو برای یک ماه میکنه، ماشینو میبره کارواش ترو تمیز پارک میکنه تو پارکینگ، تو حساب دوتا دخترش مقدار قابل توجهی پول میریزه... گویا تو حساب مشترکش با خانومشم به اندازه کافی پول هست، به برادر خانومش زنگ میزنه و میگه باید بره ولی به کسی نمیگه کجا و بعد................

میره...........

هیچ کس ازش خبر نداره گوشیش خاموشه و خانوادش هر جا که ممکن بوده دنبالش گشتن ولی انگار آب شده رفته تو زمین...

فکرم خیلی درگیر شده...وقتی از بیرون به این خانواده نگاه میکردی انگار همه چیز درست بود؛ هر چند به وضوح میتونستی ببینی که این زن و شوهر با هم خیلی متفاوت هستن...هر کدوم مال یک دنیای خاص بودن

این که چطور به هم رسیدن و ازدواج کردنو نمیدونم...فامبل دور بودن گویا...ولی در هر صورت یک بازه 20 ساله رو با هم بودن...

هنوز نمیدونم که چرا رفته؟؟؟ صبرش تموم شده یا  دلیل رفتنش یک چیز خیلی مهمتر بوده؟؟؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٩ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات () |


 Design By : Pichak