شرح ما وقع

یک وقت هایی زندگیت میوفته رو دور تند بعد هر چقدر هم که سعی کنی نمیتونی برسی بهش... الان از اون وقت هاست.

تازه خونه مون شکل یک خونه رو به خودش گرفته. بعد از پروسه طولانی و نفس گیر اسباب کشی و بعدشم مرتب کردن وسایل و پیدا کردن جا برای خورده ریزهای خونه  رسیدیم به بخش خرید. یک روز دنبال پرده یک هفته دنبال مبل و ... 

تازه ته همه این ها رسیدیم به مهمون بازی های مرسوم... 

همه این ها رو گفتم تا بگم این یک ماه مثل یک دختر خوب کتاب هامو چیندم تو کمد تا جلوی چشم نباشن و عصبی ام نکن!!! بیخیال امتحان اسفند شدم البته از اولشم دلم با این امتحان نبود و بیشتر دوست دارم وزارت بهداشت قبول بشم. هیچ بهانه ای هم برای درس نخوندن برای اون امتحان ندارم .گفته باشم!!!

/ 3 نظر / 6 بازدید
زهرا

خسته نباشی. اسباب کشی هم سخت و سنگینه و هم خوبه. آدم هر چی اشغال اضافه داره می ریزه دور و محیط زندگی یه تنوعی پیدا می کنه و چیدمان جدید و گاها وسایل نو .... [رویا] ما هم بی خیالیم. مثل خودت. بهونه هم نمی خوایم که [نیشخند][خنده]

بازیگوش

عوضش الان همه چی بوی تازگی میدههه مبارکاااا

هانیه(متولد ماه تیر)

چطور بود حالا کنکور؟[ماچ]