تبریک

یک صبح خرداد

پنجره را به سبز سبز دنیا باز میکنم

و بی هیچ هراسی از زخم های درونم

به همسایه میگویم

سلام 

سلام

نیکی فیروزکوهی

تازه فهمیدم برزخ یعنی جایی که توش امیدی نباشه... یعنی مرز بین شادی و غم... یعنی باور داشتن و انکار کردن... یعنی هجوم سوال های بی جواب... یعنی جواب های تلخ...

به اصرار یکی از فامیل ها قرار شد من ( باورم نمیشه من! خود خودم) به عنوان ناظر تو یکی از حوزه های نسبتا شلوغ باشم! خوب معلومه که من اول اصلا قبول نمیکردم ولی این فامیلمون اصرار کرد که یکی از اعضای گروهش کاری براش پیش اومده و فرصتی نیست که نفر جدیدی رو جایگزین کنن... منم که توانایی نه گفتن دارم در حد بنز!!! یه نه بلند گفتم البته تو دلم!... خلاصه اینکه دیدم! به چشم خودم دیدم... مردمی از هر طیفی... هر قشری... اومده بودن... با امید... جالبش اینکه نظراتشونم بلند بلند اعلام میکردن... حتی با این که ته دلشون باور نداشتن... 

+ یه خانمی وقتی رای میداد رو به من گفت مواظب رایمون باشیداااا... منم خندیدم و گفتم اصلا واسه همین اینجام...

+ یه آقای مسنی که حتی نمیتونست راه بره... از جانبازای جنگ... میگفت اومده با دلی شکسته... میگفت منم جز همین مردمم...

+ یه پسری که با جعبه شیرینی اومده بود و میگفت میشه!

+ یه خانمی که با پوشیه اومده بود... نمیدونم عصبانیتش از چی بود!!! که وقتی بغل دستیش بهش گفت میشه یه لحظه خودکارتون رو بهم بدید تا رای بدم گفت میخواستی با خودت خودکار بیاری!

وقتی در حوزه بسته شد تازه فهمیدم که میشه امید داشت... با هر رای که خونده میشد... و قیافه بعضی ها هم عجیب دیدنی بود!!!...

میخوام بگم خوشحالم... امیدوارم... اما منطقی هم هستم... قرار نیست از امروز همه چیز این دنیا قشنگ باشه... فقط امیدوارم فهمیده باشند و فهمیده باشیم که میشه... 

/ 4 نظر / 5 بازدید
مینو

[قهقهه] واه! اون خانومه چش بوده معلوم نیست! پوشیه چیه زهرا؟

بازیگوش

اتفاقن یکی دیگه از بچه های بلاگستان هم مث شما تو حوزه بود و میگفت ابدنن امکان تقلب نبود امسال و خیلیییی تعرفه ها رو سخت میگرفتن و تازه قبلش هم کلییییییییییییییییییی جلسه باهاشون گرفته بودن برای توجیه! خدا رو شکر بابت خیری که پیش اومد و ایشالا مستمر باشه ادم به امید زنده اس عزیزم!

ف@طمه

خدا قوت عزیزم میدونم دو روز پوستونو کندن از سختی کار[بغل]

حامد

انسانهای قوی می دانند چگونه به زندگی شان نظم دهند . حتی زمانی که اشک در چشمانشان حلقه می زند همچنان با لبخندی روی لب می گویند "من خوب هستم" این متن را برای کسی بفرست که قوی است ، همان کاری که من کردم. تغییر درپیش است." کارما" اندوه تو را دید و گفت "دوران سختی به پایان رسید".