من وبلاگم را دوست دارم

صادقانه بگم اینجا خیلی پررنگ شده برام...

از این که دارم قطعه هایی از زندگی ام رو اینجا ثبت میکنم خوشحالم. حس خوبی داره وقتی بعد از یک مدت برمیگردی به عقب.  تجربه این جور ثبت خاطرات رو نداشتم. قبلتر من بودم و دفترهایی که حکم شیشه عمرم رو داشتند؛ دفترهایی که تو هزارتا سوراخ قایموشون میکردم تا مبادا شریکی داشته باشم برای لحظه هایی که ثبت شون میکنم.

راستش اولش فکر نمیکردم بتونم خیلی از خودم بگم. فکر نمیکردم خیلی تو دنیای مجازی راحت باشم. ولی عجیب این بود که راحت بودم... شاید همیشه نبودم ولی وقتی بودم خودم بودم... حتی الان که فکر میکنم یک وقت هایی حس هایی که اینجا داشتم خیلی واقعیتر بودن از همه واقعیت اطرافم....

زهرا جون ممنونم ازت که من با این دنیا آشنا کردیماچ

گویا قاعده بازی این که باید سه نفر رو دعوت کنی ولی از طرف من همه شما دعوتید.  

 

/ 6 نظر / 18 بازدید
هانیه(متولد ماه تیر)

منم وبلاگم رو دوس دارم...خییییییییییلی زیاد

مینو

من احساس غریبگی میکنم باهاش این اواخر

محمد رضا

فضای مجازی این فرصت را پدید آورده که مجالی برای آزادتر گفتن و شنیدن پدید آید ... فرصت مغتنمی است ... خانه های مجازیمان رو دوست بداریم ..

زهرا

وای زهرا. منم همیشه دفترهام رو تو هفت تا سوراخ قایم می کردم که یه موقع کسی نخونه. الان واسه خودم هم جالبه که دارم روزانه هام رو، تفکرات و عقایدم رو، و همه چیز رو اینجا می نویسم و بقیه هم می خونن و تازه نظر هم می ذارن!!! به قول خودت، اینجا راحتم [لبخند] خواهش می کنم دوستم [ماچ][قلب]

بازیگوش

اره زهرا یکی از بی نظیر ترین خصوصیات اینجا که خود خودتی... این عاااالیه