تویی که دیگر شما شده ای!!!

برای تویی که دیگر "شما" شده ای
یک دنیا حرف کنار گذاشته ام
افسوس
که نه برای حوصله من، حواسی مانده است
نه برای گوش های تو مجالی
نوید توسلی  

روبه روی هم نشستیم... تو حرف میزنی و من گوش میدم. من حرف میزنم و تو گوش میدی... از هر چی که به ذهنمون میرسه. از توافق... از هوا... از تعطیلات... از رفتن تو... از کار من...

تو حرف میزنی و من منتظرم تا بگی... منتظرم تا شیرین ترین حرف ها رو بشنوم... حرفایی از جنس نزدیکی... حرفایی که دلم آرومم کنه...

من حرف میزنم و شاید تو هم منتظر بودی... منتظر بودی تا من سوال کنم... سوال هایی از جنس نزدیکی... حرفایی که شاید دلگرمت کنه...

نه تو حرفی میزنی... نه من حرفی میزنم...

قدم میزنیم... تو راه کمتر حرف میزنیم... قدم میزنیم دوش به دوش هم... حتی این قدم زدن هم با همیشه فرق داره... درست مثل دوتا خط موازی!!! 

خداحافطی میکنیم... تو دست تکون میدی. منم لبخند میزنم.      

 

                                                  

/ 2 نظر / 27 بازدید
شبنم

خوبه که دوباره داری می نویسی. گاهی از همین خط های موازی چیزهایی در میاد که حتی تصورشم نمی تونی بکنی.

سوری

سلام کجایی دختر. دیگه زین پس اپ می کنی؟