لطفا کمی صبر کنید!

باید به مرد فرصت داد... اگه خواست بره تو غار تنهایی باید بهش لبخند زد... باید مطمئنش کرد که تو بیرون غار تنهایی اش منتظر میمونی... کاری نمیکنی... فقط منتظر میمونی... بعد میبینی خودش میاد بیرون... میاد و حرف میزنه... میاد و یه پنج شنبه شبی شمارتو میگیره و منتظر میمونی تا تو خودتو برسونی به گوشیت و چقدر هم دیر!... بعدش حرف میزنه... گوش میده... میخنده... میخندونت... حالا چیکار داری که وقتی تو میومدی تو اتاقت هوا روشن بوده و وقتی تماس تموم میشه تازه یادت میوفته هوا تاریک شده و تو حتی یادت رفته چراغ اتاق روشن کنی... 

/ 5 نظر / 16 بازدید
سوری

عاقا منم از این دامنا میخوام...[پلک] خیلی قشنگ بود متنت...[ماچ]

سوری

کپی اش میکنما با جازه[بغل]

جرم شناس

قشنگ بود زهرا...اما در عجبم ما خانوما چرا غار تنهایی نداریم؟[متفکر]

وفا

و چه خوب که درک میکنی این غار تنهایی رو...[لبخند][گل]

هانیه(متولد ماه تیر)

لباس خانومه خیلی خوشگله[زبان]چون من درحال حاضر هم هیکل این خانومه شدم به منم میاد[نیشخند] متن این پست ت شبیه ش تو مردان مریخی زنان ونوسی هس[چشمک]