امید من و گلدانک

 کاکتوس کوچولو حالش خوب نیست... سدوم جون آفتاب بیشتری میخواد انگار... چه میشه کرد گاهی باید به داشته هات دلخوش باشی... میدونم که سدوم کوچولو یه بالکن جنوبی میخواد و یه آفتاب زنده... ولی خوب الان تنها دارایی اش بالکن شمالی و یه آفتاب کم جون اول صبحیه!!!

طاقت بیار گلم... خدا رو چه دیدی شاید سال دیگه این موقع خونه ای داشتی با نوری دلخواه... شاید سال دیگه این موقع برگهات جون بگیرن... اصلا خدارو چه دیدی شایدم گل دادی... فقط سعی کن طاقت بیاری... اصلا دیگه تو میای اینجا کنار من... روبه روی من... تو امید خودتو داشته باش و منم امید خودم... تو رویای بالکن خودت و منم رویای خودم... فقط یادت باشه رویاتو گم نکنی... یادم باشه برای رسیدن به رویاهام مجبورم یه دوره سخت داشته باشم... یادت باشه... یادم باشه... 


/ 7 نظر / 24 بازدید
سارا(خلوت انس)

دو تا از کاکتوسای من وقتی من مسافرت بودم مردن[ناراحت]

سوری

اخی چه قشنگ نوشتییییییی...خعلی دوستش دارممممممم پر امدیه... عکسش هم قشنگه کلا سلیقه ات حرف نداره

خانم اردیبهشتی

سلام بامبوهای من خیلی جون سختند! تحت هر شرایطی طاقت میارند ولی کاکتوس ها برخلاف ظاهر خاردار و خشنشون خیلی حساسند

محمد رضا

امید و ایمان! حواسمان باشد به این دارایی بزرگ و قدر بدانیم ... مواظب غارت رویاهایمان باشیم، یادمان باشد ...

ماریا

آره باید رویاهامونو زنده نگه داریم و وقتی بهشون رسیدیم یادمون نره واسه بدست آوردنشون چه سختی هایی رو گذروندیم تا ازشون به خوبی مراقبت کنیم...

بازیگوش

خوب میفهمم زهرا منم پیچکم مرد! اومده بودن خونه رو سم پاشی کنن و من هم هواسم نبود...خیلییییییییییییییییییییییییییی ناراحت شدم:-(( دجور دلبسته گلدونام شدم