خیلی دور خیلی نزدیک

یک وقت هایی به خودت که میای میبینی از نزدیکترین آدم های زندگیت چقدر دور شدی..اونقدر دور که حتی غم هاشو ندیدی... تنهایی هاشو ندیدی... یا شایدم دیدی و از کنارش رد شدی...

چقدر حال بدیه وقتی میفهمی دور شدی... نزدیک نیستی... اونوقته که تحمل سکوت برات سخت میشه... دلت تنگ میشه... خودتو مقصر میدونی... دنبال راهی میگردی برای نزدیک شدن و مدام به خودت میگی هنوز دیر نشه!!!

چند روزه که فهمیدم... از خیلی وقت پیش میدیدم ولی به خودم میگفتم خیلی مهم نیست... میدیدم داداشی خیلی کمرنگ شده. با خودم میگفتم اشکال نداره جزیره جدایی داشته باشه فقط کافیه شبه جزیره هایی باشیم جدا جدا ولی نزدیک هم... تازه فهمیدم که خیلی وقته این جزیره ها از هم جدا شدند... 

تازه فهمیدم که فقط بودن کافی نیست... حالا دارم تلاش میکنم و اصلا نمیدونم امیدی برای نزدیک شدن هست یا نه!!!!

دعا کنید برام...

/ 6 نظر / 52 بازدید
یاس بانو

دلم بیقرار و تنگ شد لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم انشاالله عاقبتت به خیر باشه عزیزم برات دعا میکنم

بانوی بهمن ماه

ای جانم خواهر نگران ! [قلب] میشه با لطایف الحیل[نیشخند]نزدیک شد. غافلگیر ش کن .سوپرایزش کن یه جوری که حس اعتمادش دوباره جلب بشه

حسنا بانو

امیدوارم موفق باشی

هانیه(متولد ماه تیر)

یه قلب تیر ماهی همیشه موفق میشه نزدیک شدن رو رقم بزنه[قلب]مهربونی تیرماهی ت رو روو کن میشه[ماچ]

سوری

[ناراحت]

مینو

همیشه امیدی هست زهرا