مرحله گذر

عجیب شدم این روزها...

nبار اومدم و صفحه ی ارسال مطلب جدید رو باز کردم... نوشتم و بعد که رسیدم به آخرش به خودم میگم که چی مثلا؟؟؟ نتیجه اش هم این میشه که ضربدر قرمز اون بالا رو خیلی شیک فشار میدم و کل مطلب فرت میشه!!!

حالا این هیچ... دوربین رو شارژ میکنم و هواسم هست شارژش کامل بشه تا کلی عکس بگیرم از پیک نیک های آخر هفته... ولی دریغ از یه عکس حتی! این برای منی که از هر فرصتی برای عکس گرفتن استفاده میکردم خیلی عجیبه!

حالا اینم هیچ... از دیدن کل سریال های ترکیه ای حالم بد میشه... اوه... اینم یکم عجیبه آخه تا همین چند وقت پیش همچین محو تماشاشون میشدم که بیا و ببین... بعد الان قصه ی خرم و گونی و چه و چه برام کاملا بی معنی شدن! در عوضش روزی 3 قسمت از سریال مدرسه شبانه روزی رو دانلود میکنم و یکجا میبینم!

این ها و خیلی چیزای دیگه یعنی من عجیب شدم... شاید یه جور مرحله گذر...


/ 5 نظر / 7 بازدید
ف@طمه

وااااااااااای دقیقا هم حسیممممممممممم اینروزتااا وای منم دیگه خیلی کم جمو نگا همیکنم سریالا دیه واسم مهم نیسن فقط مدرسه ی شبانه روزیو هر شب از چه سایتی دانلود میکنی ؟؟

محمد رضا

زندگی هر کسی از این لحظات کم ندارد لحظاتی که آدم با خودش هم غریبه می شود ... فرصت می خواهد و زمان ... امید می خواهد و ایمان تا دوباره انسان برای خودش آشنا شود.

سارا(خلوت انس)

چه حس بدی دوووووووسی من هیچ وقت فیلم ترکی دوس نداشتم ولی

بازیگوش

ننوشتن ببلاگی گذراست بقیه رو نمیدونم:دی اما بی شوخی میگذره...یه کم بی حوصله شدی

زهرا

از این لحظات گذر برای همه هست.بی حوصلگی هم درمان پذیره[لبخند]