چه فردایی که منتظر ماست

کاش سرم را بردارم

و برای هفته ای در گنجه ای بگذارم و قفل کنم

در تاریکی یک گنجه خالی 

روی شانه هایم

جای سرم چناری بکارم و برای هفته ای در سایه اش آرام گیرم!
ناظم حکمت

این روزا نگرانیم زیاد شده... این نگرانی رو میشه از نگاه همه خوند... همه منتظرن و عجیب ناامید!... نمیدونم چی میشه فقط از اون نوار کنار صفحه تلویزیون میترسم... از اون روزشمار لعنتی بدم میاد... نگرانم... همه نگرانن...

و این که این روزها شده شعار من! ولی نمیدونم چرا باز میگم از فردا!!!


/ 6 نظر / 6 بازدید
مینو

به امید فرداهای بهتر

محمد رضا

فکر میکنم بهتر است هنوز امیدوار باشیم... با قدم های کوچک است که راه های طولانی را می شود پیمود ... باید دوباره حرکت کرد ...

سوری

دعا میکنم اتفاق خوبی بیفته[لبخند]

وفا

حرفی برای گفتن نیست این روزهاا