هدیه های کوچولو

با این که کلی حرف دارم واسه زدن نمیدونم چرا نمیشه بیام اینجا و بنویسم... 

دکی جون برام اینو  گرفته و بهم میگه تا دیدمش یاد تو افتادم... خیلی شبیه تویه!!! اینو برات گرفتم تا هی ببینیش و همینطوری که یه خنده گنده رو صورتت داری هی درس بخونی... بللله بچه مون خواسته انگیزه بده بهم... خدایا شکرت واسه این همه ابراز احساسات...

به دعوت مریم خانومی خواستم تو بازی جینگیلیات شرکت کنم ولی هر چی میگردم نمیتونم اون کیسه جینگیلیاتم رو پیدا کنم... باور کن مریمی تنبلی نکردم ولی پیدا نمیشه که نمیشه! وقتی داشتم دنبالش میگشتم تو ذهنم این اومد که هیچ کدوم از اون جینگیلیات رو خودم نگرفتم!!! همشون هدیه هستن...

یکیشون که خیلی دوستش دارم آویزیه مال مامان... تقریبا شبیه همین عکسه فقط آویزه من مشکیه... کیسه مربوطه پیدا شد حتما عکسشو میذارم.


/ 9 نظر / 9 بازدید
سارا(خلوت انس)

چه عکسی[خنده] این شبیه توئه! خیلی نازه کو لینک بازی رو میذاشتی ما شرکت کنیم

مینو

[خنده] چه خوشگله این

سوری

[نیشخند]

سوری

منم از اونا که دکی بهت داده موخوام[نگران]

سوری

خیلی بامنک و شیرینی من خیلی میدوستمت[بغل] براتم هر افطار هرچند روزه نیستم ولی خو خدا صدامو که میشنوه دعا میکنم به اونچه میخوای برسی حالا دکتری یا کار[بغل] ی چی که همش اینجولی بخندی[ماچ]

سوری

lمیسی[بغل] خجالت میشود[خجالت]

بانوی بهمن ماه

چه عروسک قشنگی ! آقا منم میخواممممم[نیشخند] منم جینگیلی جات زیاد ندارم حالا میبینی تو وب مریمی ! دیگه از سند و سال ما گذشته[نیشخند]

زهرا

آخی. ببین دکی چه مهربونه. دلش می خواد با انگیزه درس بخونی. خیلی بامزه ست زهرا. البته عمرا اگه تو این شکلی باشی. خعلی هم خوشگل تری. با اون چشم های درشتت [ماچ][قلب]

زهرا

البته با عرض معذرت، لب هم که چه عرض کنم، غاره!!! [نیشخند] من شرمنده م زهرا. منو ببخش. منو نخور! [نگران]