be strong

فکرم مدام داره کار میکنه حتی شب ها هم که خوابم باز درگیری های روز ولم نمیکنن...

کمتر حرف میزنم و بیشتر تو اتاق خودم هستم...

به صدای تی وی خیلی حساس شدم و مدام دنبال کنترل میگردم تا صداشو کم کنم...

تو میلم بیشتر از 100 تا میل نخونده دارم که این برای منی که خوره میل خوندن و فرستادن دارم یعنی وضع خیلی خرابه...

سراغ گوشیم هم خیلی نمیرم و تازه فهمیدم باتری گوشیم خیلی هم خوبه!!!4-5 روز اصلا صداش رد نمیاد...

همه این ها یعنی استرس دارم... یعنی در عین این که امیدوارم مدام دارم به خودم میگم خیلی هم امید نداشته باش!... اصلا یک تناقضی که نگو و نپرس...



/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بازیگوش

باور میکنی همین چن مین پیش میخاستم تو پست قبلیت کامنت بزارم بگم کجایی؟چرا نمینویسی؟

محمد رضا

آدمی هست و هزار و یک فکر و خیال جور واجور ... آدمی هست و شوق سکوت ... اما فهمیدم که استرس چیزی برای ساختن نداره ... زندگی بالا و بلندی هاش همیشه بوده و هست ... یک روز غم و شادی هاش رو هم برای همه داره ... پس چرا باید امروز رو از دست داد برای چیزی که شاید فردا روزی از دست بره .... گاهی بهتر است ساده تر گرفت و قدر همین لحظه ها رو دانست حتی به بهانه ای کوچک به امید آروزیی دور ... و این بهانه ها کم نیستند!

ف@طمه

چرا اینجور شدی خب ؟منتظر خبری یا اتفاقی هسی عزیزم؟

متولد ماه تیر

یاد کنکور کارشناسی بیفت که چه روزای سختی بود به اینم امیدوار بشو[ماچ]دعا میکنم برات[ماچ]

مهاجر

به آينده خيلي فكر نكن. كارهات روي خوب گذروندن امروزت متمركز كن. به قول اين جمله معروف: امروز همون فرداي است كه ديروز منتظرش بودي. مراقب امروزت باش كه روزي فرداي آرزوهات بود. و اينا ديگه[چشمک]

مونس

یه کوچولو از استرسات کم می کنه : برو یه جایی که پر از برگای پاییزی ریخته رو زمین باشه... خش خش راه رفتن روشون یه جوریه... یه نموره سبک می کنه ادمو انگار... تجربش کن زهرا...

علی

سلام خیلی زیبا بود.[گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مارال

خیلی از ته دلت مینویسی دوستم.... فکر هیچی و نمیکنی و از ته دلت مینویسی...هساده و روان و دوست داشتنی.... موفق باشی...

امیر

آفرین وبت عالیه شک نکن باید اولی باشه