این روزها

این روزها ساعت نه شب که میشه میشینم جلوی تی وی(گفته بودم که از نوشتن کلمه تلویزیون بدم میاد؟؟؟ از اون کلمه هایی که همیشه میترسم غلط بنویسم) منتظر میشم تا کلاه قرمزی و آقای مجری یادم بیارن که میشه به همین راحتی خندید... اون وقت میخندم... از ته دل میخندم....

این روزها فکرم پیش سبزه عیده... امسال برای اولین بار سبزه سبز کردن رو خودم تجربه کردم... و خدا میدونه چقدر با سبزه ها حرف زدم و ازشون خواستم رو سفیدم کنن... تا اینجاش که بچه های خوبی بودن و آبرو داری کردن. 

این روزها وقتی بهم زنگ میزنن تا حالی بپرسن یهو بدون مقدمه میپرسن امتحان چطور بود خانم دکتر؟؟؟ بعد من موندم آخه مگه قرار نبود کسی از این جریان امتحان و دکتری چیزی ندونه!!!!چطوره که همه میدونن و منتظرن ببینن کی نتیجه ها میاد؟!!!!

/ 6 نظر / 17 بازدید
حسنا بانو

اولندش که مانتوت خیلی نازه خیلییییییییی دومندش که منم عاشق کلاه قرمزیم ای ول

سوری

الهی[قلب]

مینو

همیشه وقتی قراره کسی چیزی ندونه، انگار بدتر خبر پخش میشه!

زهرا

منم دقیقا هر شب ساعت 9 میخم جلوی تلویزیون [نیشخند] منم سبزه سبز کردم. عکسش رو هم گذاشتم [لبخند] ای بابا. آخرش هم همه خبردار شدن خواهر ؟؟؟؟ عکسی که گذاشتی خیلی حس خاصی داره [رویا]

زهرا

اتفاقا من مطمئنم که دارن واسه ماست. وگرنه چرا ساعت 9 شب نشون می ده؟؟؟؟؟ بچه ها ساعت 9 شب باید خواب باشن!!!! [نیشخند]